ناگاه روی دادم و طوفان شروع شد

ابری سیاه آمد و باران شروع شد

باریدم آنقدر که به پایان رسید ابر

آنگاه آسمان درخشان شروع شد

خورشید بر شقیقه ی من ایستاده بود

آبی ترین دقایقم از آن شروع شد

در من هزار نام درخشنده جان گرفت

من مات مات بودم و پایان شروع شد

 

ایگو ...